چکیده
این مقاله در مورد اهمیت نقش زنان در تعلیم و تربیت خانواده بحث و گفتگو کرده است و به این مسئله مهم که خانواده نخستین جایگاه آموزش و پرورش است و در این آموزشگاه بزرگ حیات نقش اول در تعیین ساختار شخصیت کودک بر عهده مادر میباشد اشاره شده است که برای استحکام بخشیدن به این مطلب از تحلیل جایگاه و منزلت زن در دوران رژیم پهلوی از نظر امام خمینی استفاده کردهایم که فرمودند: «اگر در جامعهای حرمت عاطفه شکسته شود نظام اجتماعی آن جامعه نیز تدریجاً متلاشی خواهد شد.» پس زن نقش اول خانواده را ایفا میکند و آنچه که فاطمه زهرا را به عنوان برترین بانوی جهان با عمری کوتاه و محدودیت اسناد تاریخی الگویی بیبدیل ساخته است جامعیت، شخصیت و هماهنگی کامل نقشهای فردی، خانوادگی و اجتماعی اوست. پس امروزه به جرأت میتوان ادعا کرد که منشأ بسیاری از مشکلات اجتماعی، ناکارآمدی خانواده است.
نمونههای ناکارآمدی را میتوان در موارد ذیل خلاصه کرد:
۱-کم شدن تمایل به تشکیل خانواده
۲-عدم تناسب در ازدواج
۳-عدم تعادل در پیوندهای جنسی و عاطفی
۴-ضعف بنیانهای پرورشی و تربیتی
عوامل ناکارآمدی خانواده به عوامل بسیاری وابسته است که جامعه کارشناسی کشور باید به دقت، تمامی آنها و میزان تأثیرگذاری هر یک را شناسائی کنند که یکی از آنها ناهماهنگی گروههای مرجع، ترویج فرهنگ بیگانه و فقدان سیاستهای روشن در مورد خانواده میباشد.
پس اگر بر این باوریم که در عصر جهانی سازی خانواده یکی از مهمترین سنگرهای مقاومت و مرزبان ارزشهاست میتوان با کارامدی خانواده بویژه با ارتقای جایگاه و نقش زنان، تحولات اجتماعی و تاریخی را به نفع توسعه ارزشهای انسانی و مفاهیم جاودانه اسلام جهت داد.
در این مقاله بخشی از نکتههای مهم درباره کارآمدی خانواده، بهرانهای پیشرو و بایستههاست. که امید آن است که این مقاله هر چند بصورت اندک مطالبی چند در مورد اهمیت و نقش زن در خانواده را بیان کرده باشد.
کلید واژهها: زن – خانواده – تعلیم و تربیت- کارآمد – ناکارآمد
مقدمه
زن آئینه تمام نمای شخصیت انسان است . او مظهر پرورش است و صفت الهی پروردن از جانب خدای خویش را به ودیعه دارد. این وجود سراسر نیاز، خود نیازمندان را غنا می بخشد، آنان را به کمال معنوی سوق می دهد تا با احاطه بر کلیات هستی و شناخت برهانی به مبدا و غایت وجود دست یابند. آنان را به جایگاهی می رساند که جز قداست و پاکی چیزی نیست، به راستی این وجود لطیف با همه ظرایف روحی که دیگران ضعیف می خوانندش، چگونه می تواند جلوه و جمالی از حق و عامل تجلی صفات الهی در سایرین باشد؟ رمز آن قدرت عظیم که در این وجود نهفته است در چیست؟ اندیشه های والا و نگرش عمیق و دقیق، راز این حکمت را در قدرت پرورش و تعلیم می دانند که از دامن زن و بلکه از بطن او آغاز می گردد.
در مکتب قرآن ، انسانیت را ابتدا تزکیه لازم است، سپس افشاندن بذر آموزش. در مقام تعیین این دو عامل ارزشمند قرآن ابتدا تربیت را توصیه می نماید، تا تزکیه بر آن مقدور گردد. تربیت نفس که باید از خواستگاه ایجاد و جایگاه تولد مهیای پاکی و عفاف گردد رسالتش به عهده اولین مربی حیات است . وجود ناتوانی به امانت به وی سپرده می شود تا به حول و قوه الهی وی را صاحب توان و قدرت نماید. (الله الذی خلقکم من ضعف ثم جعل من بعد ضعف قوه) این توانمندی می تواند در مسیر هدایت یا ضلالت باشد و زن بیشترین نقش را در استقرار هر یک از دو مسیر فوق در تکامل شخصیت انسان دارد. همراهی تعلیم و تربیت با تزکیه نفس، سازنده انسانی است والا یعنی همان انسان صاحب علم و تقوا.
دامن مادر اولین کلاس درس و بهترین محل تربیت کودک است، خانواده نخستین جایگاه آموزش و پرورش او است. ظهور و بروز استعدادهای زیستی، فکری و عاطفی وی تحت شعاع این کانون قرار دارد و از گرمی وجود مادر نشأت گرفته و کمال می یابد، به نحوی که آثار آن تا پایان حیات در جهان ماده و تداومش در نشئه روح باقی خواهد ماند.
زن پایه گذار وجود و حیات آدمی است، در پی ریزی اساس و ساختار شخصیت انسان، زن معماری نقش آفرین و هنرمندی چیره دست است. او با رفتار خود آینده طفل را رقم می زند و اینگونه است که به معراج رفتن مرد از دامن زن میسر می گردد. ادیان اهلی حکما و دانشمندان در این امر اتفاق نظر دارند که بشر در سایه تربیت صحیح به سعادت رسیده و یا در مسیر طوفان های صلالت و گمراهی در چنگال شقاوت گرفتار می آید و نیز متفق القولند که آن بخش از تعلیم و تربیت که به دوران کودکی و طفولیت فرد مربوط می شود از اهمیت بیشتری برخوردار است، به گونه ای که دوران کودکی را پدر حیات آدمی دانسته اند.
در آموزشگاه بزرگ حیات نقش اول در تعیین ساختار شخصیت کودک برعهده مادر است. او محور عاطفی خانواده را در ید قدرت خویش دارد و محبتش سبب رشد عاطفی می گردد. حاصل این ویژگی و نقش پذیری کودک از افعال و اقوال مادر است، که آینده او را معنی می بخشد و از طریق تجلی صفات ثانویه می تواند، انسان هایی وارسته و زنان و مردانی بزرگ و با فضیلت به حیات اجتماعی و تاریخ بشری تقدیم و نقش مستقیم خود را در صحنه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایفا نماید؛ یا اینکه بر اساس مضامینی از نظر اسلام مطرود و بر اساس تقلید و تزریق فرهنگ بیگانگان و سرسپردگان کودک را از بدو تولد از دامن پر مهر و محبت خویش جدا نموده و با اشتغالاتی بی اساس و مبتذل و بدور از منزلت علمی و فرهنگی و شخصیتی زن، دختران و پسرانی بیمار گونه و انسانهایی با عقده های روانی و مشکلات اخلاقی، وابسته به فرهنگ غرب و شرق، بی ثبات، بی اراده و … تحویل جامعه دهد.
امام خمینی (ره) در تحلیل جایگاه و منزلت زن در دوران رژیم منحوس پهلوی می فرماید:
مبتذل نمودن شغل مادر توسط اجانب در آن رژیم به منظور عدم تربیت صحیح فرزند، درست نشدن انسان مومن طالب شهادت، جدا کردن کودکان از دامن مادر و سپردن آنان به موسسات فاقد صلاحیت و افراد غیر رحیم و پیدایش عقده و فاسد بار آوردن آنان، به دور از تربیت انسانی است. رابطه دور شدن فرزند از مهر و محبت مادری با انحطاط و فساد جامعه توام است که در جامعه اگر حرمت عاطفه شکسته شود، نظام اجتماعی آن جامعه تدریجاً متلاشی خواهد شد.
سخن گفتن از مسئولیت های خطیر زن در امر انسان سازی و سازندگی و یا تخریب جامعه و بلکه دنیا، مطلبی ساده نیست. ادراکی ژرف و اندیشه های توانا و بصیرت همه جانبه، قدرت دریافت و تحلیل آن را دارد تا آن مقاصد الهی و اهداف متعالی تحقق یابد.
.. و تو ای زن با همه اوصاف کریمانه و نفوذ ماهرانه خود و توانمندی عادلانه که در استعدادهای بالقوه خویش داری، چگونه آن را تجلی می بخشی؟
آیا در انتظاری که بدور از تلاش و پویش، به طور معجزه آسا، فطرت پاکت در دامن عفیفت ظهور یابد و یا آنکه بدنبال کسب بینش و معرفت الهی هستی؟
آیا می دانی که هنز مدیریت و تدبیر صحیح در گردش فضای معنوی خانواده به دست توست؟ تو هستی که نقش پایداری و بقای خانه و خانواده را رقم زده و به دنبال آن محیط دنیا را از آلودگی ها و خبث و تشبثات شیطانی پاک و مصفا می نمایی . به خود آئیم و حیات انسان ها را مظهر تجلی نعم الهی و عفت و پاکدامنی، ایثار و فداکاری ، عطوفت، مهرورزی، و خلوص و شهامت و شجاعت گردانیم، تا بدین وسیله افتخار تربیتِ بزرگ مردان و بزرگ زنان تاریخ را داشته باشیم .
نویسنده: راحله زارعی چنزق





