خورشید یقین
شعر : أحلام غانم از سوریه
ترجمه : ایمان طرفه
(قصیده ای از أحلام غانم)
١- شاخه های درهم تنیده ات را محکم تر کن.
چشم انتظار کدام چشمه باشم که بر لبش نور شکوفه کند؟
٢- در ساحت شما چراغ دلم را ستارگانی است که راز کهکشان اند؛ زینب و محمد (صلوات الله علیهم)
٣- چه نیکوست خورشید یقین، و چه نیکوست ضریحش. و چه نیکوست آن شرافت و برتری.
۴- تو گلی هستی که جایگاهش را روشنای روز بر سر حمل می کند و مایه ی روشنی دیدگان ماست.
۵- و گویا قامت بلند روز، تیزبینانه نگهبان آن جایگاه است تا بتواند شب زنده داری اش را به تماشا بنشیند.
۶- دمشق دلتنگ شاخه های محکم شماست، و می خواهد در راستای بندگی شما بندگی کند.
٧و٨- ای قرآن تهیدستان! چشم به راه رسیدن گوهرها نباش، و حال آن که شهیدان چون زمردی گرانبها هر صبحگاه به تو چشم می دوزند. شهیدانی که در آسمان راه به جایی می برند که ابرها در آن گمگشتگانند.
٩- ما تو را می بینیم و نمی بینیم. چرا که پرندگان مان برای خداوند درباره ی تو آواز می خوانند.
١٠- حسین از میان مخلوقات ظهور کرد؛ همچون عیسی که گواه امتش بود و یکتاپرست.
١١- چشمه ی کوثر نمی توانست حقیقت را آشکار کند اگر برای کسی جز او می جوشید.
١٢- کعبه آن گاه که جایگاه آل الله باشد، تمام ستارگان چشمانی سجده گذارند بر او.
١٣- در حضور او کرانه های قافیه صیقل می خورند و روشن می شوند. پیمودن راه ها به سوی او مطمئن است.
١۴- هر که با تو شریک شود، بی نهایت را به غنیمت برده است، چرا که آسمان و آن چه در آن است بر تو سجده می کنند.
١۵- با شهادت الماس بُرنده ی پادشاهان را خرد کردی. تو و خاندان والامقامت در برابر آنان تیزترین شمشیر شدید.
١۶- بر خاک راه می پیمایی و حسینت گلدسته هایی از عشق می شود که در طول تاریخ هواخواه دارد.
١٧- ایران گفت و گویی عاشقانه با خاک کرد، و آسمانش با باران تازه ای سیراب شد.
١٨- نخل های سربلند با عطر آن باران وضو گرفتند. و قدس در (مجله ی) شیرازش جان تازه یافت.
١٩- قدس معراج صلح است. و آن چنان که قدس به صلح چشم می دوزد، چشم انتظار چیز دیگری نیست.
٢٠- بر لبخند زینب، برای رهروان حق خانه ای همیشگی است و بهشتی رو به افزونی.
٢١- آسمانش را ابرهایی سفید است، آبش روان است و خاکش سرمه ی چشم.
٢٢- خاک را غرق خون کرد و پاره های تنش عاشقانه از هم جدا شد.
٢٣- آیا رهبر امت دو فریاد جداگانه کشید، یا آن که “ثقلین” با یک فریاد کنار هم قرار گرفتند؟!
٢۴- ای کسانی که خورشید پیامبران را تهدید کردید! محمد پیامبر شما را چنین وصیتی نکرده بود.
٢۵- قدس جایی والاتر از کینه ی آنان است.
قدس صادق است و از چشم بد دور.
٢۶- روشنگری حیدر پرچم ها را برافراشته
و حالاست که احمد از پلک های او شکوفه کند.
٢٧- اگر خداوند را لشگری نباشد، پس عشق چگونه پابرجا بماند؟ که در همان لحظه ی نخست تولد، خواهد مرد.
٢٨- کجاست آن که دردهای محمد را درمان کند و علیرغم نادانی مردم، حرارتی سرد ناشدنی باشد؟
٢٩- خوش حال به سوی خانه ی نور رفتند و در آن جا متحیر شدند، چرا که شب را نوری دیدند که از شمع آن خانه روشن است.
٣٠- اگر چشم دل به دنبال رضا باشد به فردا خواهد اندیشید که زیباتر و سبز تر است.
٣١- عشق راز خداست، عطر شهید است، پرنده ای است که بر شانه ی حسین آواز می خواند.
٣٢- چهره ی بهشت را درهم کردید وقتی بر مرکب گمراهی سوار شدید.
٣٣- نیرنگ در مرام گرگان، شیوه ای اساسی است
ولی آنان حتی از گرگ ها نیرنگ باز ترند.
٣۴- در مجلس مزدوران، وطن فروش می خندد، و مسجد الاقصی مجروح بر زمین می افتد.
٣۵- این نحوستی است که فراماسونری به ارمغان آورد برای کسانی که گردن ها را زدند، و هم کیشان مرا آواره کردند.
٣۶- ولی ما بزرگمردی داریم که مفتخریم به امید آمدنش. و زمانش که فرا رسد، زمانه را یاری خواهد کرد.
٣٧- اگر بر آنی که جمع ما را از هم بپاشی، بدان که ما دست بر حلقه ی اخلاق می فشاریم.
٣٨- صهیونیسم، کشتی شکست خود را می سازد، و سوریه آن را به آتش خواهد کشید.
٣٩- هرچه کینه ات را شدید کنی، به ساحت زینب نخواهی رسید، که شیر شریعت و شهادت او را یاری خواهد کرد.
۴٠- چرا که این جا امام، با شاخه های تازه سبز شده، مژده خواهد آورد، و عیسی بن مریم در آب فرات غسل تعمید داده خواهد شد.
۴١- آیین هدایت همین است؛ این گونه که می بینی.
شمع های فروزان در برابرش سرد و بی نورند.
۴٢- ای سرور دو جهان! تو آن رؤیایی که به خواب مردان آمدی تا بر مرکب ستاره ها سوار شدند و به شهادت رسیدند.
۴٣- آیا از شرف عرب به دور نیست که هزاران کبوتر سربریده شوند و قبله ی نخستین، مسلمانان یهودی شود؟
۴۴- به خدا سوگند اگر شهدا لب به سخن بگشایند، پیامبر بر حال ما خواهد گریست.
۴۵- باران را حقیقتی جز حیدر نیست. پس چگونه بعد از غدیر احمد از ابرهای اندوه رهایی یابد؟
۴۶- ای آوای زینب! ای نیایش مریم! ای گندمزار رو به امتداد فاطمه!
۴٧ـ فرقی نیست بین بلندمرتبگی و شرافت، و کوتاه ترین راه رسیدن به آن ها مشهد است.
۴٨ـ در چلچراغ های حرم، برای آن که لایق باشد شرابی ابدی است.
۴٩ـ ندای خامنهای را لبیک گفتیم و کاروانی از شهادت آوردیم تا جاودانگی را زمزمه کنیم.
۵٠ـ پایان راه ما یا سرمنزل شهادت است و یا پیروزی، که برای آن به جهاد برخاسته ایم.





